الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
861
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
اين شعرها هزار بار لعنت كن » بنابراين بر تو از طرف خدا به قدرى لعن است كه قابل شمار نيست . و امّا آنچه از جريان عثمان گفتى براستى كه تو در دنيا ! آتش را بر او افروختى ، سپس به فلسطين رفتى و چون خبر قتل او را به تو دادند گفتى : منم ابوعبداللَّه كه هر زخمى را بخوارم آن را خونى مىكنم ! سپس خودت را نزد معاويه بازداشتى و دينت را به دنياى او فروختى ! پس ما تو را به خاطر دشمنى و كينهات سرزنش نمىكنيم و به خاطر دوستى كسى توبيخ نمىكنيم ، و به خدا سوگند كه تو در زمان حيات عثمان او رايارى نكردى و به خاطر كشته شدنش خشمگين نشدى ، واى بر تو اى پسر عاص ! آيا تو نبودى وقتى كه از مكه به قصد ديدار نجاشى بيرون رفتى اين اشعار را دربارهء بنى هاشم گفتى : « دخترم مىگويد : اين كوچ و سفر به كجاست ؟ و حال اينكه آن سير و سفر از نظر من ناشناخته نيست گفتم : مرا به حال خودم واگذار كه من مردى هستم دربارهء جعفر ( طيّار ) آهنگ نجاشى را دارم ! تا او ( جعفر ) را نزد وى ( نجاشى ) چنان داغ كنم كه در آنجا از روى غرور صورتم را برگردانم و از بين آنها دشمن احمد صلى الله عليه و آله و سخنگوترين آنها ( جعفر طيّار ) كه سخن ناروا مىگويد و مىكوشم تا او ( جعفر ) را نزد عتبه بياورم هر چند كه چون زر سرخ باشد